close
تبلیغات در اینترنت
عاشق
loading...

عاشق

عشق نمی میرد

آموزش آشپزی , انواع دسر , انواع سالاد

آموزش آشپزی , انواع دسر , انواع سالاد

آموزش آشپزی , انواع دسر , انواع سالاد

جدیدترین آموزش های آشپزی , غذاهای سنتی, ایرانی و فرنگی و غذاهای بین المللی
روش تهیه بهترین و جدیدترین غذا ها
جدیدترین دسر و پیش غذا های خوشمزه
انواع سالاد های مخصوص و ویژه
در سایت جدیده
جدیدترین ها در جدیده

 

علیرضا بازديد : 64 جمعه 26 تير 1394 زمان : 17:19 نظرات ()

اثر انگشت

سیستم هوشمند قفل هتل راه حل مناسبی برای پاسخگویی به تقاضای مشتریان در مورد امنیت و مدیریت هتل هاست و دستگاه اثر انگشتی که از ویژگی های این تکنولوژی mifare و کارت می باشد این نوع از قفل ها از آلیاژی ساخته و پرداخته شده تا محافظت سیستم را سرعت بخشیده و از بهترین نوع باطری در این سیستم های دستگیره اثر انگشتی به کاربرده شده تا بتواند امنیت بهتری را ایجاد کند و در کنار آن با دانلود آهنگ جدید با آرامش در محل کار خود حضور یابید .

 

علیرضا بازديد : 53 شنبه 20 تير 1394 زمان : 15:57 نظرات ()

پنجره دو جداره-پنجره upvc-ترمووود-سقف کاذب

ترمووود

چوب ترمو یا ترمووود که محصول نهایی فرآیند ترمو (Wood Thermal Modification) می باشد از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی در مقیاس تجاری وارد بازار دنیا گردید.در این فرآیند، چوب در حضور مقادیر کم اکسیژن، در معرض دماهای بالا قرار گرفته و طی این فرآیند، دیواره سلولی اصلاح حرارتی میشود.در این فرایند چوب توسط حرارت بسیار بالا خشک می شود.

پنجره

پنجره سه جداره(شیشه سه جداره) : از سه لایه شیشه تشکیل شده است که مانند پنجره دو جداره توسط هوا و یا دیگر گازها با ضریب هدایت پایین از هم جدا می کنند.پنجره چوبی : در این نوع پنجره ها از چوب استفاده می شود که زيبايي منحصر بفردی همراه دارد.امروزه نسل جدیدی از پنجره را که ترکیب چوب و پی وی سی میباشد را به بازار عرضه کرده اند.پنجره فلزی(آهنی) : این پنجره ها از قاب فلزی تشکیل شده است که اکثر خانه هایی که در 10 الی 20 سال پیش ساخته شده اند از این نوع پنجره ها استفاده می کنند.پنجره آلومینیومی : پروفیل آلومینیومی جزء مواد تشکیل دهنده پنجره های آلومینیومی است

سقف کاذب

سقف کاذب در اصطلاح به سقفی گفته می شود که براي پوشش سقف اصلي ساختمان و پایین تر از سقف اصلی قرار می گیرد و برای اتصال از دیوار های اطراف کمک می گیرند.و هیچ گونه باری یا فشاری از بالا به آن وارد نمی شود.سقف های کاذب ، به صورت صاف و یا به اشکال مختلف ساخته می شوند.امروزه سقف کاذب نقش به سزائی در دکوراسیون ایفا می کند.

پنجره دو جداره upvc

پنجره عایق معروف به پنجره دو جداره یا پنجره سه جداره به پنجره هایی گفته میشود که ازدو یا سه قاب شیشهای که به طور موازی در فواصل مساوی از یکدیگر قرار گرفته اند تشکیل شده اند.بین این دو یا سه شیشه هوا یا دیگر گازهای تك اتمي مانند آرگون، كريپتون يا زنون قرار گرفته که برای کاهش انتقال حرارت است. این پنجره‌ها از نظر انتقال حرارت نسبت به پنجره‌های فلزی عایق‌تر هستند در صورتي كه فاصله دو شيشه زياد باشد .

شما می توانید با تبلیغات در سایت نیازمندی صنعت ساختمان دکورنما، شرکت و یا محصولات مرتبط با انواع پنجره مانند پنجره دو جداره,پنجره یو پی وی سی, پنجره دو جداره upvc و ... را به صورت 100% در صفحه اول و دیگر صفحات به همگان معرفی و نمایش دهید.

 

علیرضا بازديد : 42 دوشنبه 15 تير 1394 زمان : 23:52 نظرات ()

رطوبت ساز

مه ساز

رطوبت ساز

آذر تجهیز: واردات نازل مه پاش مه ساز تایوانی، تامین تجهیزات مرغداری
گروه صنعتی آذر تجهیز وارد کننده انواع نازل مه پاش مه ساز تایوانی، فوگر، شلنگ، پمپ فشار قوی، اتصالات و... با سالها سابقه در زمینه تجهیز صنایع دام و طیور، ارائه کننده انواع تجهیزات مرغداری شامل فروش انواع آبخوری و دانخوری، آبخوری نیپل، سیستم های تهویه هوای مرغداری، آماده ارائه خدمات تخصصی در صنعت دام و طیور و کشاورزی به شما صنعتگر محترم است.

هدف اصلی گروه آذر تجهیز: ارائه قطعات، لوازم و خدمات با کیفیت بالا و اصلی در حد استانداردهای جهانی صنایع دام و طیور

کارشناسان با تجربه گروه صنعتی آذر تجهیز با سابقه چندین ساله در زمینۀ ارائه خدمات صنعتی و فنی دام و طیور، آمادۀ ارائه هرگونه مشاوره در طراحی، ساخت، تجهیز و بهینه سازی انواع مرغداری و گلخانه هستند.

- آذر تجهیز ارائه کننده تجهیزات مرغداری با بالاترین کیفیت و استانداردها با قیمت مناسب

-انواع دریچه ورودی هوا (اینلت)، جت هیتر، انواع رطوبت سازهای پروانه ای، دیسکی و اولتراسونیک

مه پاش

-انواع نازل های مهپاش و مه ساز (فوگر)، تجهیزات جانبی مرغداری، اتصلات، لوله ها، پایه ها و پمپ نازل مهپاش

- انواع شلنگ نازل مهپاش شیلنگ هیدرولیک مه پاش شیلنگ های نازل مهپاش مرغداری گاری مهپاش

- نازل پایه برنجی یک طرفه و دوطرفه مهپاش، نازل مه پاش سرامیکی، نازل مهپاش استیل، نازل برنجی مه پاش

-فروش انواع نیپل مرغداری، انواع آبخوری و دانخوری، تله تخم گذار، میکسر، پد سلولوزی، آسیاب و...

- انواع دانخوری بشقابی دانخوری ناودانی (دانخوری زنجیری) دانخوری لوله ای بشقابی (دانخوری حلزونی) مرغداری

 

علیرضا بازديد : 38 چهارشنبه 10 تير 1394 زمان : 17:43 نظرات ()

خرید روغن موتور

روغن موتور

خرید روغن موتور

بازرگانی ایران غرب با در اختیار داشتن یک ربع قرن تجربه در زمینه ی خرید روغن موتور و فروش روغن موتور و فروش انواع روغن های صنعتی و ضد یخ و گریس و... ، از سابقه ی درخشانی در این زمینه برخوردار می باشد. این شرکت تحت مدیریت  جناب آقای مهدی اکراد به شما مشتریان عزیز این تضمین را می دهد که روغن ارائه شده اصل بوده و فاقد هرگونه مواد افزودنی غیر استاندارد باشد.

فروش روغن موتور


همچنین بازرگانی ایران غرب آمادگی ارائه ی مشاوره های لازم در زمینه ی خرید روغن موتور را دارد تا خریدی مطمئن و با رضایت کامل داشته باشید. فروش از 1 لیتر تا 1 میلیون لیتر بوده و بازرگانی ایران غرب اطلاعات مناسبي را در خصوص موارد تاثير گذار در تعويض روغن در اختيار مشتریان محترم قرار خواهد داد

نمایندگی روغن موتور

 

علیرضا بازديد : 37 سه شنبه 02 تير 1394 زمان : 17:22 نظرات ()

خرید جم کلش اف کنز

خرید جم کلش اف کنز

فروشگاه اپل NIC به عنوان اولین و کاملترین وبسایت فروش انواع گیفت کارت و خرید جم کلش اف کلنز در ایران شروع به کار کرده است .
محصولات قابل ارائه در این وبسایت به شرح زیر هستند:


خرید گیفت کارت
خرید اپل آیدی
خرید جم کلش اف کلنز

تغییر سطح قیمت بصورت خودکار:

این بخش برای حمایت از خریداران و همکاران در سایت راه اندازی شده است و بر اساس حجم خرید شما قیمت قابل نمایش تغییر خواهد یافت.

در این فروشگاه محصولات دارای 3 سطح قیمتی می باشند که توضیح آن به شرح زیر است :

سطح اول : قیمت پیش فرض برای خریداران

سطح دوم : قیمت مشتریان پر مصرف

سطح سوم : قیمت همکاران و فروشندگان گیفت کارت

 چنانچه حجم خرید شما طی 30 روز گذشته بیش از 1 میلیون تومان باشد حساب کاربری شما به سطح 2 ارتقاء می یابد.
 چنانچه حجم خرید شما طی 30 روز گذشته بیش از 6 میلیون تومان باشد حساب کاربری شما به سطح 3 ارتقاء می یابد.
 مبنای محاسبه جمع خرید شما طی یکماه گذشته است و تغییر سطح کاربری به صورت خودکار انجام می پذیرد.
خرید گیفت کارت

پشتیبانی 24 ساعته و آنلاین :

در صورت بروز هر گونه مشکل خریداران می‌توانند با شماره های  (37071-051 داخلی  5 ) و (09157007071)   یا از طریق فرم تماس با ما مشکل خود را مطرح کنند.

گیفت‌های ما به صورت کارت فیزیکی خریداری می‌شود و درصد بروز خطا در ریدیم شدن صفر است.

همکاران محترم برای ارتقاء سطح خرید و دریافت قیمتهای مناسبتر می توانید با شماره 09157007071  تماس داشته باشید.

علیرضا بازديد : 52 پنجشنبه 21 خرداد 1394 زمان : 14:22 نظرات ()

بلیط پرواز چارتر

پرواز چارتر

بلیط هواپیما چارتر

چنانچه خواستار خرید آنلاین بلیط هواپیما چارتر هستید ما به شما پیشنهاد میکنیم از خدمات فروش بلیط پرواز چارتر سیتی پدیا استفاده کنید . با استفاده از خدمات سیتی پدیا پروازی بدون دغدغه و راحت خواهید داشت .همچنین میتوانید برای خرید نرم افزار حسابداری نیز اقدام نمایید

علیرضا بازديد : 53 جمعه 15 خرداد 1394 زمان : 19:49 نظرات ()

قرص چاقی صورت

قرص چاقی صورت و افزایش وزن مگارنج
آیا صورت شما لاغر است ؟ از لاغری صورت و استخوان های بر آمده بر روی صورتتان ناراحت هستید ؟ پیشنهاد ما به شما قرص چاقی صورت و افزایش وزن مگارنج است .

قرص چاقی صورت

مزایای استفاده از قرص چاقی صورت و افزایش وزن مگارنج :

وزن بدن و عضلات را به صورت طبیعی افزایش می دهد .

کمک به جذب مواد غذایی می کند .

قوای بدنی را افزایش می دهد .

دارای انواع ویتامین ها و املاح معدنی است .

اشتها را افزایش می دهد .

با جذب مواد غذایی , متابولیسم بدن را افزایش می دهد .

به همراه قرص چاقی صورت یک بروشور دو برگی فارسی شامل دستور صحیح مصرف و نکات مهم در طول دوره استفاده  جهت جواب دهی بالاتر توسط فروشگاه اینترنتی پرشین شاپ به مشتری ارایه میگردد .

قرص چاقی

فروش اینترنتی قرص چاقی صورت

علیرضا بازديد : 73 جمعه 25 ارديبهشت 1394 زمان : 18:21 نظرات ()

عینک ریبن

عینک ریبن یکی از معتبرترین برند های عینک آفتابی در جهان  می باشد.که همیشه عینک های کارخنه ریبن مورد استقبال ایران و جهان بوده است. و فروشگاه عینک ریبن جدید ترین مدل های عینک ریبن را عرضه کرده ایم. .و از زمان عرضه مدل عینک ریبن اصل خیلی زود مورد توجه بازیگران وستاره های موسیثی و ورزشی و مانکنهای مشهور قرار گرفت.ابتدا بدلیل اینکه این عینک ریبن اصل فقط مورد استفاده افراد خاصی بود قیمتش فوق العاده بالا بود.ولی بعد از اینکه تقاضا برای عینک ریبن افزایش یافت این کمپانی تصمیم به تولید انبوه آن گرفت و تولید آن را افزایش داد و همین امر باعث شود که قیمت ان کاهش یابد و افراد عادی و عموم مردم هم بتوانند استفاده کنند.

عینک ریبن ویفری یکی از مدل های فوق شیک و مدرن عرضه شده توسط کمپانی محبوب و پرطرفدار ریبن مطمئنا شما عینک ریبن ویفری اصل را در تلویزیون و رسانه ها بر چشم افراد خاص و ستاره ها و اسطوره های دنیا دید ه اید.عینک ریبن ویفری عرضه شده در فروشگاه تخصصی عینک ریبن دارای کیفیت اورجینال می باشدعینک ریبن ویفری مدلی زیبا و مدرن می باشد که علاوه بر زیبایی و منحصر بفردی که به صورت و ظاهر شما می بخشد.چشمان شما را در برابر اشئه های مضر وخطرناک خورشید محافظت می کند.که از استاندارد بودن این عینک کاملا تاید می شود.عینک ریبن ویفری اصل مدلی زیبا و مدرن می باشد که علاوه بر زیبایی و منحصر بفردی که به صورت و ظاهر شما می بخشد.چشمان شما را در برابر اشئه های مضر وخطرناک خورشید محافظت می کند.که از استاندارد بودن این عینک کاملا تاید می شود.

عینک ریبن

سایت خرید اینترنتی عینک ریبن اصل     http://glassesraybanshop.ir

با خرید عینک ریبن در خرید بعدی از 10 درصد تخفیف برای کل محصولات و مدل ها بهره مند شوید.مشتریان گرامی توجه داشته باشند که فروشگاه ما بعد از ثبت سفارش و خرید عینک ریبن اصل با شما تماس می گیریم.و قبل از ارسال هماهنگ می کنیم.که ان زمان هم درخواست یا سوالی باشد.در خدمتتان هستیم.عینک مورد نظر خود را از فروشگاه تخصصی عینک آفتابی مارک ریبن تهیه کنید.و از خرید امن و راحتتان لذت ببرید.خرید عینک ریبن اصل از این فروشگاه بسیار ساده میباشد و بعد از کلیک بر روی دکمه خرید پستی جنس خود را انتخاب و مشخصات خود را وارد می نمایید و این عینک را ظرف مدت 3 روز در خانه و یا محل کار خود دریافت میکنید و هزینه ان را به مامور پست تحویل میدهید .

 

علیرضا بازديد : 46 یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 زمان : 15:50 نظرات ()

دانلود آهنگ جدید تتلو به نام فاز خونه

دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام فاز خونه

دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم

دانلود آهنگ

جهت دانلود آهنگ به لینک زیر مراجعه کنید...

دانلود آهنگ جدید تتلو به نام فاز خونه

علیرضا بازديد : 59 جمعه 04 ارديبهشت 1394 زمان : 2:36 نظرات ()

دانلود فیلم سریع و خشمگین ۷ – Fast and Furious 2015

دانلود فیلم سریع و خشن 7 - Fast and Furious 2015

دانلود فیلم با کیفیت عالی

دانلود فیلم

دانلود فیلم جدید : دانلود سریال

جهت دانلود فیلم سریع و خشمیگن 7 به لینک زیر مراجعه کنید...

دانلود فیلم سریع و خشمگین ۷ – Fast and Furious 2015

علیرضا بازديد : 52 پنجشنبه 03 ارديبهشت 1394 زمان : 18:28 نظرات ()

وقتی گوشی خیس میشود چه کاری کنیم ؟

تصور کنید ؛ با ذوق و شوق فراوان و البته هزینه ای فراوان تر ، گوشی موبایل خود را خریداری کرده اید! اما یک غفلت کوچک کافی است تا با افتادن گوشی در داخل جوی آب و یا حتی سرویس بهداشتی (99% مواقع!) تمامی امید و آرزوهای شما نابود شود! تصور به این موضوع نیز بسیار دردناک است! اما نه! اندکی صبر کنید! هنوز تا نابود شدن کامل گوشی زمان زیادی مانده! در این ترفند قصد داریم تا با معرفی یک ترفند خارق العاده روشی را معرفی کنیم که گوشی شما اگر یک دوش حسابی هم گرفته باشد نجات پیدا کند! ترفندی که در عین حال عجیب اما کاربردی است!
ابتدا به این داستان واقعی توجه کنید! :

علیرضا بازديد : 40 چهارشنبه 26 فروردين 1394 زمان : 17:23 نظرات ()

نرم افزار موبایل Slide Helper – مخصوص گوشی های کشویی

افزایش تولید گوشی های با درب کشویی به دلیل استقبال کاربران از سبک طراحی این مدل از تلفن همراه می باشد. همواره مشکلات زیادی برای صاحبان این دسته از گوشی های موبایل از قبیل شماره گیری ناخواسته , عملیات ناخواسته رخ می دهد. نرم افزار Slide Helper با تنظیماتی که در اختیار شما قرار می دهد از این مشکلات ناخواسته خواهد کاست.

علیرضا بازديد : 56 دوشنبه 24 فروردين 1394 زمان : 15:36 نظرات ()

آنتی ویروس Kaspersky v7.0.32 برای موبایل – نوکیا سری 60 ورژن 3

یکی از نیاز های کاربران گوشی موبایل که دارای سیستم عامل سیمبیان هستند نصب نرم افزار جامع آنتی ویروس برای مقابله با عوامل مخرب است. آنتی ویروس قدرتمند Kaspersky نسخه جدید محصول خود که اختصاص به گوشی موبایل دارد را منتشر کرده است. نرم افزار موبایل فوق توسط گروه تخصصی موبایل با آخرین آپدیت ارائه شده است تا شما بتوانید به راحتی و بدون نیاز به GPRS از آنتی ویروس استفاده کنید.

علیرضا بازديد : 48 دوشنبه 24 فروردين 1394 زمان : 15:36 نظرات ()

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا با شقایق بوده ای گاهی؟

نشستی پای اشک شمع گریان تا سحر یک شب؟

تو آیا قاصدک های رها را دیده ای هرگز

که از شرم نبود شاد پیغامی

میان کوچه ها سرگشته می چرخند؟

نپرسیدی چرا وقتی که یاسی،عطر خود تقدیم باغی می کند

چیزی نمی خواهد؟

و چشمان تو آیا سوره ای از این کتاب هستی زیبا

تلاوت کرده با تدبیر؟

تو از خورشید پرسیدی چرا 

بی منت و با مهر می تابد؟

 تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟

تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی

از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟

جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ ای آیا؟

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ ام در تو!
که عاشق بوده‌ ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی...

 

motahare بازديد : 100 دوشنبه 20 خرداد 1392 زمان : 16:34 نظرات ()

خیلی سخته

خیلی سخته بهش دل ببندیو دلتو بشکونه تو هم میتونستی دلشو بشکونی ولی این کارو نکردی چون خیلی دوسش داشتی خیلی سخته بزرگتری آرزوت مرگ باشه ولی اون با یه یار تازه رسیدش خیلی راحت بتونه زندگی کنه بعد کله ثروتت که عشق بوده رو با کاخ آرزوهاتو یه جا خراب کنه اونوقت زیر آوار بی مهری و تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی زار زار گریه کنی خیلی سخته از ترس اینکه مردم بهت نخند و فکر نکنن که دیوونه ای نتونی دردودلتو به کسی بگی خیلی سخته آرزوت کسی باشه که از اینو اون بشنوی که هیچ اهمیتی براش نداشتی حالا دیگه آرزوی نبودنتو میکنم خیلی سخته وقتی یادت میاد حتی با شنیدن صداش اونقدر خوشحال میشدی که دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنش هم چیزی جز عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه مال تو نیست خیلی سخته بعد از چند وقت که میبینیش اشک تو چشمات حلقه بزنه ولی اشکات فقط واسه خودت مهم باشه خیلی سخته جرات هرکاری رو داشته باشی به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی برگردیو پشتتو نگاه کنی ببینی یه عمر پشتت به دره بوده حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگس اصلا تو واسش مهم نیستی اصلا رسم بازی قایم موشک زمونه اینه تو چشم می بندیو منم قایم میشم اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی خدایا همه ی این کارا رو تو کردی به هرکی دل بستم تو دلمو شکوندی هرجا لونه ساختم خرابش کردی هر جا با دیدن کسی دلم آرامش میگرفت تو اضطراب رو تو دلم انداختی نمیدونم شاید این کارو کردی تا به غیراز خودت به کسی دل نبندمو به کسی امید نداشته باشم پس حالا که همه ی امیدم به تو کمکم کن،کمکم کن

 

عشق بزرگترین دروغ دنیاست
علیرضا بازديد : 96 جمعه 20 ارديبهشت 1392 زمان : 12:15 نظرات ()

اس ام اس های دلتنگی

دلتنگ نشدی ببینی!

چگونه خوبترین خاطره ها,بیرحم ترینشان میشود.!

 

 

تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر .........

مثل تقدیر......... مثل الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت

 

 

تو همان شقایق معروفی سهرابی..... تا تو هستی زندگی باید کرد

 

 

میگن هر وقت دلت برای کسی تنگ شد نگاش کن.

نبود صداش کن.

نشنید دعاش کن.

 

 

اینجا حضور روشنت در چشم من گل میکند

اهسته میبارد ولی دارد تحمل میکند

میترسم از روزی که تو دیگر فراموشم کنی

مانند نبض شعله ای در باد خاموشم کنی

 

 

قدر زمان و لحظاتی که توش هستی رو بدون و نذار از دست بره و به این فکر نکن که فرصت های بهتری در اینده پیش میاد چون الانم اینده ی دیروزه

 

 

بغض هایم را به اسمان سپرده ام...خدا به خیر کند باران امشبم را

 

 

میگن فاصله سردی میاره نمیدونم چرا فاصله بین من و تو دلتنگی میاره

 

 

ادم خوب قصه های من! دلتنگت شده ام! حجمش را میخواهی؟

خدارا تصور کن!!

 

 

عشق زیر باران ایستادن و خیس شدن نیست

عشق ان است برای کسی چتری شوی و ان کس هیچ نداند که چرا خیس نشد

 

 

بی دوست عبور از دل شبها شدنی نیست

شهای پر از راز که فردا شدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که چون نامه دل تا شدنی نیست

 

 

به یادت هستم اما شاهدی ندارم جز کلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد!

 

 

خدا پرسید میخورید یا میبرید؟

و من پاسخ دادم میخورم

چه میدانستم لذتها را میبرند و حسرتها را میخورند!!

 

 

غلط است این که میگویند دل به دل ره است

دل من ز غصه خون شد. دل او خبر ندارد

 

 

ادمی را دیدم با سایه خود درد و دل میکرد

چه رنجی میکشد وقتی هوا ابریست

 

 

ارزو ها بذرهایی هستند که منتظرند در فصل خود جوانه بزنند.برای جوانه زدن تمام ارزوهایت دعا میکنم

 

 

زندگی مثل یه پل قدیمیه

به این فکر نکن که اگه تنها بشی شاید نشکنه

به این فکر کن که اگه شکست یکی رو داشته باشی دستت رو بگیره

 

 

گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت

حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سر اید

علیرضا بازديد : 112 یکشنبه 15 ارديبهشت 1392 زمان : 16:19 نظرات ()

داستان های غمگین و گریه اور- قرار


قرار

شسته بودم رو نیمکت پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سر خم کرده داشت می‌پژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.

 

گل را هم انداختم زمین، پاسارش کردم. گَند زدم بهش. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیب‌هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تند قدم‌هاش و صدای نفس نفس‌هاش هم.
برنگشتم به‌ روش. حتی برای دعوا، مرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پشتم  بود. کلید انداختم در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق – ترمزی شدید و فریاد – ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام – تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخش خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بش زده بود و راننده‌ش هم داشت توو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت، پکیده بود و خون، راه کشیده بود می‌رفت سمت جووی کنارِ خیابان.
ترس‌خورده – هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج
منگ.
هاج و واج نگاش کردم.
توو دست چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نگام رفت ماند روو آستین مانتوش که بالا شده، ساعتش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعت خودم را دیدم.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیج – درب و داغان نگا ساعت راننده‌ی بخت برگشته کردم.  چهار و پنج دقیقه بود!!

 

admin بازديد : 91 یکشنبه 13 اسفند 1391 زمان : 20:3 نظرات ()

چرا بهش نگفتم دوستت دارم؟ داستان های غمگین و گریه اور

چرا بهش نگفتم؟؟؟!!!

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با وقار خاص و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….
ای کاش این کار رو کرده بودم ……………..”

 

علیرضا بازديد : 284 یکشنبه 13 اسفند 1391 زمان : 19:53 نظرات ()

داستان های غمگین

 

 

 

 

 

داستانی رو که براتون قرار دادم یکی از قشنگ ترین داستانی بود که خونده بودم

نظر یادتون نره

 

 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

برای خوندن ادامه داستان حتما به ادامه مطلب برید

علیرضا بازديد : 89 یکشنبه 13 اسفند 1391 زمان : 19:40 نظرات ()

قلب شکسته

شیشه ای میشکند

یک نفر میپرسد چرا شیشه شکست؟

مادر میگوید شاید این رفع بلاست

یک نفر زمزمه میکند باد سرد وحشیست مثل یک کودک شیطان امده شیشه پنجره را شکسته

کاش امشب که دلم مثل ان شیشه مغرور شکست عابری خنده کنان می امد تکه ای از ان را بر میداشت مرهمی بر دل تنگم میشد اما دیدم ان شب هیچ کس هیچ نگفت قصه ام را نشنید از خودم میپرسم ایا ارزش قلب من از شیشه پنجره همسایه هم کمتر است؟

 

علیرضا بازديد : 121 سه شنبه 03 بهمن 1391 زمان : 15:10 نظرات ()

زمان جدایی

باز زمان جدایی سر رسید

سینه ها لرزان شد دلها را شکست

خنده ها در لرزش لبها گریخت

اشک ها بر روی رویاها نشست

چشم و جان من به ناکامی گریست

قطره اشکی در نگاه تو ندید

نسترن ها سر به دور انداختند

ماه را ابری به کام انداختند

علیرضا بازديد : 123 سه شنبه 03 بهمن 1391 زمان : 15:9 نظرات ()

بازیچه

دوستت دارم هایت را پس میدهم در دلم سنگینی میکند این همه دروغ هایی که گفته ای دردم این است که درکت به هیچ دردم نمی خورد گاهی وقتا کسی از زندگیتان میرود به شما لطف میکند یه فضای خالی را جا میگذارد برای کسی که لیاقت ان جا را داشته باشد این روز ها تنها هنر ادم دل شکستن شده بعضی از ادم ها همان طور که ارزوی قشنگی اند میتونن واقعیت های وحشتناکی هم باشن یک رنگ که باشی زود چشمشونو میزنی؛خسته میشن از رنگ تکراریت این روز ها دوره رنگین کمان هاست اگر میبینی هنوز تنهام به خاطر عشق تو نیست من فقط میترسم که همه مثل تو باشند به محضه این که احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده سریع کوله باره ارزوهاتون رو بر دارید و برید یکی از اشتباهات زندگی ادم حساب کردن کساییه که ادم نبودن هنوز هم نشدن بعدا هم نمیشن وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من اموخته ای دوباره به من خواهی رسید شک نکن دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر است از دل باختن به طاووسی که فقط ظاهر خوشگل دارد
علیرضا بازديد : 113 سه شنبه 03 بهمن 1391 زمان : 15:7 نظرات ()

اگه ازدواج کردی یا نکردی بخون

این داستانی که میزارم رو به نظر خودم قشنگه

واجب نمی کنم بخونیدش فقط اگه خواستید کپی کنید و بعدا بخونیدش

 

 

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می*کرد، دست او راگرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می*دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را بازکردم. اما باید به او می*گفتم که در ذهنم چه می*گذرد. من طلاق می*خواستم. به آرامیموضوع را مطرح کردم. به نظر نمی*رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمیپرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً باهم حرف نزدیم. او گریه می*کرد. می*دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی*اش آمدهاست. اما واقعاً نمی*توانستم جواب قانع*کننده*ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم،فقط دلم برایش می*سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق راآماده کردم که در آن قید شده بود می*تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه*ام رابردارد. نگاهی به برگه*ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیشرا با من گذرانده بود برایم به غریبه*ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش رابرای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی*توانستم به آن زندگی برگردم چونعاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همانچیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق کههفته*ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم*تر و واضح*تر شده بود.

روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می*نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد ازگذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میزمشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایططلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی*خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاقخواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگینرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی*خواست کهفکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگرهم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردمبه یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمانبه سمت در ورودی ببرم. فکر می*کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخربا هم بودنمان قابل*تحمل*تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درموردشرایط طلاق همسرم با معشوقه*ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. وبعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه*ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق رابپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچتماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هردوی ما احساس خامی و تازه*کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببینمامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت درورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون درخانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوارماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت*تریداشتیم. به سینه من تکیه داد. می*توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حسکنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده*ام. فهمیدم که دیگر مثل قبلجوان نیست. چروک*های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یکدقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده*ام.

در روز چهارموقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آنزنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حسصمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه*ام نگفتم. هر چه روزهاجلوتر می*رفتند، بغل کردن او برایم راحت*تر می*شد. این تمرین روزانه قوی*ترم کردهبود!

یک روز داشت انتخاب می*کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرداما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس*هایم گشاد شده*اند. یکدفعهفهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می*توانستم اینقدر راحت*تر بلندشکنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه*هاست که اینطورشده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارداتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدناینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم بهپسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تانگاه نکنم چون می*ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوشگرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلیطبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روزعروسیمان.

اما وزن سبک*تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را درآغوشم گرفتم به سختی می*توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلشکردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدمو به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می*ترسیدم هرتاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله*ها بالا رفتم. معشوقه*ام که منشی*ام هم بود در رابه رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی*خواهم طلاق بگیرم.

اونگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی*ام گذاشت و گفت تب داری؟دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی*خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشوییمن احتمالاً به این دلیل خسته*کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهینداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می*فهمم دیگر باید تا وقتیمرگ ما را از هم جدا کند هر روز او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرونبیاورم. معشوقه*ام احساس می*کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم بهگوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله*ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل*فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشندهپرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را ازهم جدا کند هر روز صبح بغلت می*کنم و از اتاق بیرون می*آورمت.

شب که بهخانه رسیدم، با دسته گلها و لبخندی که روی لبهایم پله*ها را تند تند بالا رفتم ووقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه*ها بود که باسرطان می*جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه*ام بودم که این را نفهمیده بودم. اومی*دانست که خیلی زود خواهد مرد و می*خواست من را از واکنش*های منفی پسرمان بخاطرطلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریززندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی*ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می*آورد اما خودشان خوشبختی نمی*آورند.

سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی*آید برای تقویتصمیمیت بین خود انجام دهید.

علیرضا بازديد : 199 جمعه 14 مهر 1391 زمان : 19:10 نظرات ()

عشق چیست!

می دونید عشق چیه؟

واقعا عشق چیه

عشق اینه که روزی به کسی که دوست داری برسی؟

یا نه تو خودت بسوزی و بسازی

کاشکی دل ها قدری پاک بود که برای گفتن دوست دارم لازم به قسم نبود

چرا باید انسان عاشق بشه

که روزی به جایی برسه که از شدت علاقه از همه چیز بزنه

میدونید بدترین درد چیه

اینه که وقتی عاشق کسی باشی و اون حتی به تو فکر هم نکنه

کاشکی دل ها خیلی راحت با هم ارتباط برقرار میکردن

کاشکی اونی رو که دوست داری اونم دوست داشته باشه

کاشکی . . .

کاشکی. . . 

پس کی کاشکی به واقعیت تبدیل میشه

کی؟

 

فقط اونی می فهمه که عاشقه

از ته دل میسوزه 

نمی تونه شبا بخوابه

وقتی از عشق حرفی زده میشه همش فکرش میره سمت اون

وقتی شب میخوابه همش خواب اونو میبینه

بزرگترین ارزوش رسیدن به عشقشه

عشق

عشق وقتی خوبه که ......

علیرضا بازديد : 89 پنجشنبه 13 مهر 1391 زمان : 23:16 نظرات ()

شکست

بچه ها اینقدر با خودم فک کردم تا که رفتم و بهش گفتم

گفتم عاشقتم ولی گفت

من وقت این بچه بازی هارو ندارم

بهش گفتم برو وبلاگی که برات ساختم گفت من وقت این بچه بازی هارو ندارم

می خوام خودمو بکشم

دیگه دنیا برام هیچ فایده ای نداره

دارم از بد بختی میمیرم ولی دیگه نظر اونم میدونم گفت من وقت این بچه بازی هارو ندارم

تا الانم فقط به عشق اون زنده بودم

علیرضا بازديد : 90 یکشنبه 12 شهريور 1391 زمان : 10:36 نظرات ()

سرسخت ترین عاشق

تورو خدا اگه کسی اینو می خونه برام یه راه حلی بگه تورو خدا
سلام اسم من علیرضاست
من عاشق دختر همسایمون شدم 5 سال خیلی دوسش دارم عددی به اون حد وجود نداره
خیلی خوشگلو باااا ادبو طنازو پاکو مهربونه درسشم عالیه میره نمونه دولتی
من 15 سالمه با ادب خوشگل میرم تیزهوشان وضع مالی هردومونم عالیه
اون 14 سالشه پاک پاک
خیلی دوسش دارم نمی دونم اون هم منو دوست داره یا نه سر یه ظرف پس دادن عاشقش شدم با اون لبخند زیبا و چشمانی قشنگ
مامانش با مامانم دوست باباشم با بابام بد نیستن
نمی دونم چی کار کنم از درد عشق دارم می سوزم الان از اینجا کوچ کردنو رفتن فقط یه شماره خونه ازشون دارم هر موقع خواستم چیزی بگم زبونم قفل شد از شدت استرس و کم رویی
نمیدونم چرا هیچ مردی نیست که بتونه با من کل کل کنه ولی ...
اینو موندم چیکار کنم نمیدونم دوسم داره یا نه
من چند وقت پیش چن تا دختر اذیتم می کردن جوابشونو ندادم
اوه یکی دوتا نیستم که هی چادرشونو بالا پایین می کنن چشمک
اعصابم خورد شده محل نمی زارم فقط یکی رو دوست دارم ولی حیف زبونم قفل می کنه اگه زنگ بزنم خونشون مامانش سر کاره باباشم همین طور ولی می ترسم نمیدونم از چی قلبم تن تن میزنه نفسم بند میاد همش به اون فک می کنم
نمیدونم چی کار کنم داره از دستم میره
همه کوجمون عاشقش بودم ولی فک کنما به من علاقه داشت وقتی به مامانش سلام می کردم لبخند میزد وقتی تو کوچه بازی می کردیم منو نگاه می کرد نمی دونم چی کار کنم یکم نسبت به اون خجالتی ام ولی عااااشقم می ترسم اگه دیر بجنبم دوس پسر پیدا کنه کمک کنید
لطفا من عاشق واقعی ام به کی بگم بابا دوسش دارم
کمک
کمک
کمک
علیرضا بازديد : 238 شنبه 11 شهريور 1391 زمان : 9:44 نظرات ()

چرا عشق را انکار می کنیم

یادمون دادند همیشه تنفر را به صورتی بروز بدیم و یا شایدم خودمون این رو از دیگران یاد گرفتیم ولی هرگز یاد نگرفتیم چطوری عشقی رو بروز بدیم ، شاید ندیدیم تا یاد بگیریم.

بی شک همه دوست داشتن رو به تنفر ترجیح می دیم ولی چرا تو بروز اون کوتاهی می کنیم؟!

یعنی واقعا این قدر سخته که بخوام یک حس لطیف رو که همه ازش خوششون میاد رو بیان کنیم  و از اون طرف بیان تنفر و بدی ها این قدر راحته که همه برای بروزش حتی لحظه ای صبرم نمی کنیم. کاش این رابطه ها عکس می شد.

همیشه باید یک عشق  به ازدواج یا یک رابطه جنسی ختم بشه؟
اشتباه ما همین جاست که معتقدیم  تنها عشق باید در این رابطه ها وجود داشته باشه. 

فرهنگ غلطی که سبب تمام بدی ها میشه من رو دیونه میکنه. نگاه غریبانه مردم به کلمه دوست دارم ، هنوز نفهم

یادمون دادند همیشه تنفر را به صورتی بروز بدیم و یا شایدم خودمون این رو از دیگران یاد گرفتیم ولی هرگز یاد نگرفتیم چطوری عشقی رو بروز بدیم ، شاید ندیدیم تا یاد بگیریم.

بی شک همه دوست داشتن رو به تنفر ترجیح می دیم ولی چرا تو بروز اون کوتاهی می کنیم؟!

یعنی واقعا این قدر سخته که بخوام یک حس لطیف رو که همه ازش خوششون میاد رو بیان کنیم  و از اون طرف بیان تنفر و بدی ها این قدر راحته که همه برای بروزش حتی لحظه ای صبرم نمی کنیم. کاش این رابطه ها عکس می شد.

همیشه باید یک عشق  به ازدواج یا یک رابطه جنسی ختم بشه؟
اشتباه ما همین جاست که معتقدیم  تنها عشق باید در این رابطه ها وجود داشته باشه. 

فرهنگ غلطی که سبب تمام بدی ها میشه من رو دیونه میکنه. نگاه غریبانه مردم به کلمه دوست دارم ، هنوز نفهمیدن عشق و هر روز شتابان تر شدن به سوی لذت های لحظه ای فساد در حالی که هنوز لذت دوست داشتن  و عاشق شدن رو نچشیده اند حسی مانند سکوت مرگ بار در من ایجاد می کنه.هر روز می بینیم و می شنویم ولی هنوز نمی توانیم کاری کنیم چون باور نداریم ، ایمان نداریم.

عشق واژه برتری است که هرگز نمی تونیم اون رو اون طوری که باید بیان کنیم.

برام خیلی سخته که بخوام برای کسایی که این واژه ها رو نمی فهمن بنویسم.

دوست گلم که داری اینا رو می خونی اگه حرفی تو دلت هست که می تونه منظور من رو به صورت راحتر بیان کنه ، حتما تو قسمت نظرات برام بزارش تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در بیاد. ممنون

 

 

یدن عشق و هر روز شتابان تر شدن به سوی لذت های لحظه ای فساد در حالی که هنوز لذت دوست داشتن  و عاشق شدن رو نچشیده اند حسی مانند سکوت مرگ بار در من ایجاد می کنه.هر روز می بینیم و می شنویم ولی هنوز نمی توانیم کاری کنیم چون باور نداریم ، ایمان نداریم.

عشق واژه برتری است که هرگز نمی تونیم اون رو اون طوری که باید بیان کنیم.

برام خیلی سخته که بخوام برای کسایی که این واژه ها رو نمی فهمن بنویسم.

دوست گلم که داری اینا رو می خونی اگه حرفی تو دلت هست که می تونه منظور من رو به صورت راحتر بیان کنه ، حتما تو قسمت نظرات برام بزارش تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در بیاد. ممنون

 

 

 

علیرضا بازديد : 145 شنبه 11 شهريور 1391 زمان : 9:34 نظرات ()

جذب دل همسر

صبوری:

برای اینکه عشق همسرتان به شما دائمی و طولانی باشد و از این حس لذت ببرید باید دلی بسیار بسیار صبور داشته باشید و بر هر چیز که خلاف میل شماست تحمل کنید، شاید در اوایل آنچه که می خواهید نشود اما با صبر به هدفتان دست میابید.

 

تکیه بر خدا:

یادتان باشد برای اثبات خود هرگز به هیچ فردی نکنید. بزرگترین و مهربان ترین حمایت کننده خداوند است. پس هر آنچه می کنید به پشتیبانی او انجام دهید و نتیجه را به او واگذارید. حتما نتیجه این اعتماد را خواهید دید.

 

مهربانی :

از آنچه بودید مهربان تر شوید. در مقابل خشونت، صبر و در مقابل بد رفتاری، مهربانی کنید. آرامش داشته باشید و به دیگران  این آرامش را نیز هدیه دهید. بکوشید در مهربانی زبان زد شوید.

 

خاطرات خوب را یاد کنید :

هیچ گاه خاطرات بدتان را یادآوری نکنید چون جزء دل آزای همسرتان حاصلی ندارد.لذت و خوشیهایی که جزء خاطرات مشترکتان است را بیادش آرید.

 

همسرتان را مقایسه نکنید:

هرگز همسرتان را با همسر دوستانتان و یا همسایه ها و یا صاحب کارتان مقایسه نکنید. زیرا این کار ضمن حس بد بینی او به شما و تحقیر وی و همچنین کاهش مهر شما در دلش حاصلی ندارد. اصلا سعی نکنید که در حرفها و رفتارهایتان کسی را از او برتر بدانید.

 

درک صحیح از نیازهای وی:

آنقدر به همسرتان نزدیک و با وی صمیمی باشید که بدون نیاز به مکالمه نیازهای او را بفهمید. این درک صحیح از نیازهای وی و عکس العمل شما در مقابل این نیازها، بسیار وی را علافه مند به شما می کند. یادتان باشد در مقابل این رفتارتان انتظاری از خود نشان ندهید زیرا هدفتان چیز دیگری است.

 

عاشق همسرتان باشید:

آنچه می کنید از روی علاقه باشد نه اجبار. اگر شما عاشقش باشید بی شک همان خواهد شد که او می خواهد. وقتی او به آنچه می خواهد می رسد، علاقه اش به شما چندین برابر می شود و توأم در پی جبران خواهد بود.

 

 

و در پایان

رضای خداوند را در نظر بگیرید و آنچه خوب است را انجام دهید به امید روزی که خداوند عاشقتان شود...

علیرضا بازديد : 168 شنبه 11 شهريور 1391 زمان : 9:31 نظرات ()

راه دوست شدن با دختر

اولین قدم برای دوستی

قبل از آنکه به دختر مورد علاقتان پیشنهادی دهید بهتر است جوابش را در قبال پیشنهادتان بدانید.یعنی مطمئن شوید جواب دلخواهتان را به شما می دهد.باید بدانید با کسی دوست نیست.شرایط دوستی با پسری را دارد؟ و مواردی دیگر که سعی کردیم به بهترین شکل دسته بندی کنیم

 

خودتان را به او نشان دهید

قبل از پیشنهاد به او بفهمانید که دوسش دارید.اعتماد به نفس داشته باشید، هر باری که اون رو می بینید خودتون رو بهش نشون بدید.نگاش کنید و بذارید بفهمه که متوجه اش هستید (البته نه طوری که ناراحت بشه). معمولا دختر ها وقتی یه پسر رو در روز چند بار میبیند، در مورد اون پسر فکر میکنند.( بهتر است در این مواقع در نهایت شیک پوشی بر سر ببرید و یک پسر با شخصیت باشید و متفکر باشید ) .

 

خدا را فراموش نکنید

حالا که شما واقعا عاشق شده اید فکر کنم بهترین کمک کننده به شما خدای مهربون باشه.ازش بخواین کمکتون کنه، بهش ایمان داشته باشید.

  بنده به شخصه وقتی عاشق شدم خیلی از خدا خواستم کمکم کنه تا به عشقم برسم و خدای  مهربونم لطف کرد و همه چیز رو راست و ریست کرد تا من و عشقم بهم برسیم. یادتون نره برای خدا رسوندن دو نفر بهم کاری نداره.

 

بهترین محل و موقعیت برای پیشنهاد

سعی کنید بهترین مکان را برای پیشنهاد دادن انتخاب کنید تا دختر مورد علاقتان در تنگای مکانی جواب عجولانه به شما ندهد.این مکان باید قابلیت حداقل چند ثانیه فکر کردن رو به او بده و از اونجا که شما از قبل بهش فهموندین که دوسش دارید،آنها را در ذهنش مرور کند. در این محل نه شما و نه او نباید هیچ استرسی داشته باشید.

  در این مکان بهتره شما تنها باشید و واسطه ای نگیرید (چون در این مواقع شما پسر دست و پا چلفتی به نظر میایید و دخترها از این پسر ها خوششان نمی آید). و همچنین بهتره طرف مقابل هم تنها و یا حداقل با یکی از دوستانش باشد.

 

باید و نباید ها در هنگام دوستی

یادتان نرود شما باید جلو بروید و سر صحبت را باز کنید.اعتماد به نفس داشته باشید و همه چیز را عادی جلوه دهید.مودب باشید و با احترام و شمرده حرف بزنید.خود را هرگز از او برتر ندانید.

  عاشق طرفتان باشید و این را با حرف زدنتان ثابت کنید.دروغ نگویید زیرا تمام بدبختی ها از دروغ شروع می شود.

فاصلتون رو حفظ کنید و زیاد بهش نزدیک نشید یادتان نرود او در حال حاضر هیچ نسبتی با شما ندارد.

 

پیشنهادتون رو مطرح کنید ( تمایلتان به دوستی )

بعد اینکه موارد بالا رو به خوبی پشت سر گذاشتید و دختر مورد علاقتان هم میدونه که چقدر شما دوسش دارید و شما هم مطمئنید جوابش جواب دلخواه شماست دیگه باید دست بکار بشید.

  اینکه چگونه تمایل خودتون برای دوستی رو بهش بگین خیلی مهمه. در این مواقع شما باید نسبت به شناختی که از طرفتون دارید حرف بزنید.

  بهتره جمله و راه متفاوت را بکار ببرید و جملتان کلیشه ای نباشد.( زیرا دختران معمولا در روز چند باری از این جملات را می شنوند، یا نسبت به این جمله حساسیت دارن و یا بدون اعتنا میگذرند ) .

 

 جملات پایین می تونه کمکتون کنه:

در تمام موارد پایین شما باید موارد بهترین مکان و باید و نباید در هنگام پیشنهاد که در بالا قید شده را رعایت کنید.به جلو بروید و خیلی مودبانه سر صحبت را باز کنید

 

   دختر مورد علاقتان در خیابان و یا فروشگاه میبینید: می تونید این طوری بگید:

راستش الان چند وقته که می خوام یه چیزی به شما بگم ولی نمی دونم چطوری... .من از شما خوشم اومده... دوستون دارم.با من دوست میشید؟

و یا بسته به مکان و شخصیت طرفتون می تونید این طوری بگید:

راستش الان چند وقته که می خوام یه چیزی بهتون بگم ولی نمی دونم چطوری.... فکر نکنم اینجا جای مناسبی باشه، اگه میشه یه جای مناسب تر بریم.من یه کافی شاپ خوب سراغ دارم..

اگه به فکر فرو رفت و یا گفت نمیشه، سریع بگویید: تنها 10 دقیقه وقتون رو بیشتر نمی گیرم. اجازه بدید حرفای دلم رو بزنم. در این 10 دقیقه ثابت کنید که عاشقش هستید.

 

   دختر مورد علاقتان همسایه یا اقوامی که می شناسید باشد: می توانید اینگونه بگویید:

ببخشید «اسم کوچک دختر» خانوم... .راستش الان چند وقته تو دلم یه چیزی هست که می خوام بهتون بگم ولی روم نمیشه... . من از شما خیلی خوشم میاد یعنی دوستون دارم. با من دوست میشید؟

اگه سکوت کرد و یا به فکر فرو رفت و یا سریع جواب منفی داد. خیلی سریع بگوید : خواهشا روش فکر کنید منتظر جوابتون می مونم.

 

   دختر مورد علاقتان هم کلاسی و یا هم دانشگاهیتان باشد: می توانید اینگونه بگویید :

ببخشید خانوم « فامیلی دختر » .... راستش نمی دونم چطوری بگم... (چون شما با رفتارتون از قبل بهش ثابت کرده اید که دوسش دارید او در این لحظه دو زاریش می افتد و به حرف شما بیشتر توجه می کند. رومانتیک تر حرف بزنید)

ادامه بدید: شاید خودتون هم فهمیده باشید.من از شما خوشم اومده، دوستون دارم. با من دوست میشید؟

و یا : انگاری شما رو خدا بهم نشون داده . بعد اولین دیدنتون یه جور خاصی شدم. چند وقته دلم پیشتون گیره. باهام دوست میشید؟

 

پیشنهاد میکنم چکیده از هر کدوم البته با توجه به موقعیت خودتون رو انتخاب کنید و یا بهتره خودتون یکمی خلاقیت بخرج بدید و جملات رو متناسب با حال خودتون تغییر بدیدن. امیدوارم موفق بشید.

 

اگر جواب رد شنیدید

شما یک عاشق واقعی هستید و نباید به همین زودی ها جا بزنید. شاید او بخواهد شما را آزمایش کند که چگونه آدمی هستید. بعد مدتی دوباره به سراغش بروید و برایش واضح تر توضیح دهید.

آنچه در دلتان هست را بطور صمیمی تر از دفعه اول بیان کنید. امیدتان به خدا باشد.

  پا فشاری شما نشانه علاقه شما به طرفتان است پس نباید این پا فشاری موجب ناراحتی او شود که این یعنی عدم علاقه شما به او.

علیرضا بازديد : 13748 شنبه 11 شهريور 1391 زمان : 9:28 نظرات ()

تعداد صفحات : 2

تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان