close
تبلیغات در اینترنت
تعلل در ابراز عشق
loading...

عاشق

توسط:مجتبیسلام به همه ی شما دوستای خوب @ ایشالا همتون به عشق پاک تون برسید @دوستان یه مشورت یا یه کمک دوستانه هم به ما بکنید.از دوست گلم آقا جواد هم بسیار تشکر می کنم که این وبلاگ رو بهم معرفی کرد.والا من از ترم دوم دانشگاه حس کردم یکی رو از ته دلم دوست دارم , یه دختر محجبه و سنگین و…

تعلل در ابراز عشق

توسط:مجتبی
سلام به همه ی شما دوستای خوب @ ایشالا همتون به عشق پاک تون برسید @
دوستان یه مشورت یا یه کمک دوستانه هم به ما بکنید.
از دوست گلم آقا جواد هم بسیار تشکر می کنم که این وبلاگ رو بهم معرفی کرد.
والا من از ترم دوم دانشگاه حس کردم یکی رو از ته دلم دوست دارم , یه دختر محجبه و سنگین و از اونایی که به سختی جواب سلام یه پسر رو می ددند هستش روزگار خوب بود یکی دو بار واسش گزارش کار آزمایشگاه رو با برنامه در آوردم و بهش دادم
و اما هی تو گفتن اینکه دوست دارم تعلل کردم , تا ترم آخر یعنی ترم چهار شد 1 سال که من دیگه از ته دلم بهش علاقه پیدا کردم , پروژهی ترم آخرش و من واسش برنامشو نوشتم .. چون بیشتر روزای هفته می دیدمش دیگه یادم رفته بود باید اول خودم پا پیش بزارم , دو هفته مونده بود ترم تموم شه , تازه دوزاریم افتاد که چه اشتباهی کردم .. رفتم جلو .. داشت می رفت خونه با دوستش .. گفتم یه لحظه تنهایی کارتون دارم دوستش نامرد رفت جلو تر وایستاد .. حالا منو ببینی .. مثل لبو سرخ شده بودم .. بنده خدا مات مونده بود .. هرچی از بر کرده بودم یادم رفته بود .. فقط یه لحضه تونستم بهش بگم من بهتون علاقه دارم.. برگشت بهم گفت در مورد من همچین فکری نکنید آقایی .... !! آخر نتونستم حرفمو کامل بگم . بعد از اون روز فقط یه بار دیگه دیدمش !! این بار اومدیم مثل همیشه به هم سلام کنیم که هر دوتامون سر مون رو آوردیم پایین !! از اون روز به بعد نه دیگه ازش خبر دارم نه دیدمش نه دانشگاه اومد ترم آخر بود , من هم چون سر کار می رم نتونستم برم دانشگاه , به یکی از دوستام گفتم از دوستش که دوست اون باشه شمارشو واسم بگیره ولی منو پیچوند ,, به این می گن دوست ,, حالا کار نداریم . الن حدود 3 ماه که ندیدمش دارم دق می کنم راستش ,, دوستاش مییان دانشگاه اما من آدمی نیستم که با یه دختر اونم تو دانشگاه گرم بگیرم . می ترسم به دوستاش بگم که شمارشو بهم بدید , اون وقت دوستاش کارو خراب بکنند برند آبروریزی بکنند .. نمی دونم چیکار کنم این کار ما هم شد غوزه بالا غوز فقط جمعه ها بیکارم که دانشگاه بسته هستش اگه این کار نبود تمام تابستون رو می رفتم دانشگاه بلخره یه روز می اومد دانشگاه ئاسه تصویه حساب دیگه .. الان هم حدود 3 ماه دیگه راهیه سربازیم .. دیگه عقلم کار نمی کنه .. این کار کنان دانشگاه هم که واسه آدم تره هم خرد نمی کنند ... دوستاییی خوب اگه می تونید یه کمکی به ما هم بکنید.
ببخشید من تا حالا نه نامه نوشتم نه متن دگه اگه جایی بد حرف زدم به بزرگیتون ببخشید


علیرضا بازديد : 164 شنبه 11 شهريور 1391 زمان : 9:21 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان